حرکت آخر
پری دژآ لود
دو شاخه ی چراغ خواب را در پریز فرو کرده و لامپ را خاموش می کند. همه جا و همه چیز به رنگ قرمز در می آید. مرد گفته بود: "ساعت دهه که ده باشه نمی خواد فیلم ببینی خسته ام خوابم میاد".
کنار مرد دراز می کشد . مدتی صبر می کند . خر خر مرد بلند و بلندتر می شود . اطراف چشمش درد می کند ، دستش را روی آن می گذارد . لبها یش آهسته تکان می خورد "مطمئن باش امروز صبح آخرین کتک رو خوردم".
خر خرش آنقدر بلند شده که انگار به سقف اتاق می رسد. از روی تشک سر می خورد. همانطور که چشمش به مرد است روی زمین چهار دست و پا مکث می کند. بعد بلند می شود. چادرش را از قبل روی زمین گذاشته است. هنوز نگاهش به مرد است. چادر را کنار می زند. دستش به دسته ی ساطور می رسد . دست چپ را روی شکمش می گذارد و زیر لب می گوید : با پات زدی هم بچه ام از بین رفت و هم پام شکست. چند ماه تحمل کردم. حالا انتقام هر دو رو می گیرم. ساطور را بلند می کند. تا بالای سرش می برد ، چادر مثل دستی از پشت روی سر و تنش کشیده می شود و هم زمان صدای افتادن چیزی می آید . می ترسد .با همان ساطور بالای سر بر می گردد. برای یک لحظه هیولا یی می بیند با صورتی سرخ و چشمان خون گرفته که دور یکی از آنها سیاه شده و هاله ای سفید که پشت سرش ایستاده.
سا طور از دستش رها می شود و صدای جیرینگ آینه بلند می شود. چادر سفید که میان ساطور و دست زن گیر کرده و زن متوجه نشده بود از روی سر و دوش او می لغزد و به زمین می افتد . مرد در نیمه شکسته های آینه خودش و او را می بیند که تکه تکه شده اند.
مرد می گوید: که اینطور".
زن فرار می کند. مرد به دنبالش می دود. صدای زنگ تلفن بلند می شود. زن در حال دویدن به میز بر خورد می کند. تلفن بر می گردد. گوشی آویزان می ماند . مرد به او می رسد . تیزی ساطور روی گردن زن می نشیند . زن ، دیوار و مرد زیر فواره ی خون رنگ می شوند.
مرد گوشی را بلند می کند . صدایی شتاب زده می پرسد:
- سلام این صدای جیغ کی بود؟
- هیچی دارم فیلم می بینم.
- حال شما خوبه ، خواهرم خوبه؟
- آره خوبیم.
- می تونم باهاش حرف بزنم؟
- نه. گفت خستم زود خوابید.
- خداحافظ راستی فیلم کدوم کاناله؟
- تموم شد.